انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
uneducated
بیعلم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیعلم
- بیسواد
معنی و کاربرد
بیعلم
adjective — صفتEnglish meaningLacking education or knowledge.
بدون دانش و آموزش
He was uneducated but wise.
او بیعلم بود اما خردمند.
The uneducated workforce struggled.
نیروی کار بیعلم دشواری میکشید.
هممعنیها (انگلیسی)
- illiterate
- untaught
متضادها (انگلیسی)
- educated
- learned
ترکیبهای رایج
- uneducated man