انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
unemployed
بیکار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیکار
- بیکار
معنی و کاربرد
بیکار
adjective — صفتEnglish meaningWithout a job; not working.
کسی که شغل ندارد
He has been unemployed for months.
او ماههاست بیکار است.
The unemployed workers need help.
کارگران بیکار به کمک نیاز دارند.
هممعنیها (انگلیسی)
- jobless
- idle
متضادها (انگلیسی)
- employed
- working
ترکیبهای رایج
- unemployed workers