پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

unexpected

غیرمنتظر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • غیرمنتظر
  • غیرمنتظره
  • ناگهانی

معنی و کاربرد

  1. غیرمنتظر

    adjective — صفت
    English meaning

    Not awaited or anticipated; unexpected.

    بدون انتظار

    • The result was unexpected.

      نتیجه غیرمنتظر بود.

    • An unexpected guest arrived.

      مهمانی غیرمنتظر رسید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • unanticipated
  • sudden

متضادها (انگلیسی)

  • expected

واژه‌های مرتبط