انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
unfinished
ناتمام به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ناتمام
- نیمهکاره
معنی و کاربرد
ناتمام
adjective — صفتEnglish meaningNot brought to an end; incomplete.
به پایان نرسیده
The building is unfinished.
ساختمان ناتمام است.
He left the work unfinished.
او کار را ناتمام گذاشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- incomplete
- uncompleted
متضادها (انگلیسی)
- finished
ترکیبهای رایج
- unfinished business