انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
unfortunate
بداقبال به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بداقبال
- بدشانس
- نحس
معنی و کاربرد
بداقبال
adjective — صفتEnglish meaningHaving bad luck; unlucky.
کسی که شانس بدی دارد
He was unfortunate to miss the train.
او بداقبال بود که قطار را از دست داد.
The unfortunate man lost everything.
آن مرد بداقبال همهچیز را از دست داد.
هممعنیها (انگلیسی)
- unlucky
- hapless
متضادها (انگلیسی)
- fortunate
- lucky
ترکیبهای رایج
- unfortunate event