انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
uniform
یکدست به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- یکدست
- هماهنگ
- یکسان
معنی و کاربرد
یکدست
adjective — صفتEnglish meaningConsistent and the same throughout; not varied.
یکسان و هماهنگ در همهجا
The walls were painted a uniform color.
دیوارها به رنگی یکدست رنگ شدند.
The team wore uniform outfits.
اعضای تیم لباسهای یکدست پوشیده بودند.
هممعنیها (انگلیسی)
- consistent
- homogeneous
متضادها (انگلیسی)
- varied
- mixed
ترکیبهای رایج
- uniform color
- uniform surface
واژههای مرتبط
- consistent
- even