پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

uniform

یکدست به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • یکدست
  • هماهنگ
  • یکسان

معنی و کاربرد

  1. یکدست

    adjective — صفت
    English meaning

    Consistent and the same throughout; not varied.

    یکسان و هماهنگ در همه‌جا

    • The walls were painted a uniform color.

      دیوارها به رنگی یکدست رنگ شدند.

    • The team wore uniform outfits.

      اعضای تیم لباس‌های یکدست پوشیده بودند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • consistent
  • homogeneous

متضادها (انگلیسی)

  • varied
  • mixed

ترکیب‌های رایج

  • uniform color
  • uniform surface

واژه‌های مرتبط