انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
union
اتحاد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- اتحاد
- یگانگی
- همبستگی
معنی و کاربرد
اتحاد
noun — اسمEnglish meaningThe joining together of people or groups for a common purpose.
پیوستن گروهها برای هدف مشترک
The union of the two parties was strong.
اتحاد آن دو حزب نیرومند بود.
They formed a union to defend their rights.
آنها برای دفاع از حقوق خود اتحادی تشکیل دادند.
شکلهای واژه
- plural
- unions
هممعنیها (انگلیسی)
- alliance
- unity
- coalition
متضادها (انگلیسی)
- division
- separation
ترکیبهای رایج
- trade union
- political union
- in union
واژههای مرتبط
- unity
- alliance