انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
united
متحد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- متحد
- یکپارچه
- همپیمان
معنی و کاربرد
متحد
adjective — صفتEnglish meaningJoined together for a common purpose; combined into a single unit.
کسانی یا کشورهایی که با هم پیمان و همدلاند
The allies were united against the enemy.
همپیمانان در برابر دشمن متحد بودند.
We must stand united.
باید متحد بمانیم.
They formed a united front.
آنها جبههای متحد تشکیل دادند.
هممعنیها (انگلیسی)
- allied
- combined
- joint
متضادها (انگلیسی)
- divided
- separated
ترکیبهای رایج
- united front
- united nations
- stand united
یادداشت کاربرد
متحد صفتی است بر پایهٔ اتحاد و همپیمانی.