پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

united

متحد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • متحد
  • یکپارچه
  • هم‌پیمان

معنی و کاربرد

  1. متحد

    adjective — صفت
    English meaning

    Joined together for a common purpose; combined into a single unit.

    کسانی یا کشورهایی که با هم پیمان و همدل‌اند

    • The allies were united against the enemy.

      هم‌پیمانان در برابر دشمن متحد بودند.

    • We must stand united.

      باید متحد بمانیم.

    • They formed a united front.

      آن‌ها جبهه‌ای متحد تشکیل دادند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • allied
  • combined
  • joint

متضادها (انگلیسی)

  • divided
  • separated

ترکیب‌های رایج

  • united front
  • united nations
  • stand united

یادداشت کاربرد

متحد صفتی است بر پایهٔ اتحاد و هم‌پیمانی.