پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

unpaid

بی‌مزد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌مزد
  • بی‌حقوق

معنی و کاربرد

  1. بی‌مزد

    adjective — صفت
    English meaning

    Not paid for; done without payment.

    بدون دریافت مزد

    • He did unpaid work for years.

      او سال‌ها کار بی‌مزد کرد.

    • The unpaid debt remains.

      بدهی بی‌مزد باقی مانده است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • unrewarded
  • voluntary

متضادها (انگلیسی)

  • paid

ترکیب‌های رایج

  • unpaid work

واژه‌های مرتبط