انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
unparalleled
بیهمانند به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیهمانند
- بینظیر
معنی و کاربرد
بیهمانند
adjective — صفتEnglish meaningHaving no equal; unmatched.
ارزیابی
Her talent is unparalleled.
استعداد او بیهمانند است.
The view was unparalleled.
منظره بیهمانند بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- unmatched
- incomparable
- peerless
متضادها (انگلیسی)
- ordinary
- common