انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
unprecedented
بیسابقه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیسابقه
- بینظیر
معنی و کاربرد
بیسابقه
adjective — صفتEnglish meaningNever done or known before; without previous example.
چیزی که تا کنون رخ نداده است
The flooding was unprecedented in this region.
سیل در این منطقه بیسابقه بود.
She achieved unprecedented success.
او به موفقیتی بیسابقه دست یافت.
هممعنیها (انگلیسی)
- unparalleled
- unheard-of
- novel
متضادها (انگلیسی)
- common
- familiar
ترکیبهای رایج
- unprecedented level
- unprecedented growth
یادداشت کاربرد
بیسابقه یعنی چیزی که پیشتر نمونهای نداشته است.