انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
unripe
ناپخته به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ناپخته
- خام
- نارس
معنی و کاربرد
ناپخته
adjective — صفتEnglish meaningNot fully developed or matured; raw.
میوه یا شخصیت
The fruit was unripe and sour.
میوه ناپخته و ترش بود.
His unripe judgment caused trouble.
قضاوت ناپختهاش دردسر آفرید.
هممعنیها (انگلیسی)
- raw
- immature
- green
متضادها (انگلیسی)
- ripe
- mature
ترکیبهای رایج
- unripe fruit
یادداشت کاربرد
ناپخته هم برای میوه و هم برای فکر و شخصیت به کار میرود.