انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
unsalable
کاسد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کاسد
- بیمشتری
معنی و کاربرد
کاسد
adjective — صفتEnglish meaningNot in demand; unable to be sold, especially of goods.
بدون مشتری و رونق؛ فروشنرفتنی
The market was dull and goods unsalable.
بازار کاسد و کالاها بیمشتری بود.
Unsalable stock piled up.
کالای کاسد انبار شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- unsellable
- dull
متضادها (انگلیسی)
- in demand
ترکیبهای رایج
- dull market