انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
unseen
ندیده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ندیده
- نادیده
- بیتجربه
معنی و کاربرد
ندیده
adjective — صفتEnglish meaningNot seen before; also inexperienced in something.
چیزی که دیده نشده یا کسی بیتجربه
An unseen danger lurked in the dark.
خطری ندیده در تاریکی کمین کرده بود.
He is still unseen in this field.
او در این زمینه هنوز ندیده و بیتجربه است.
هممعنیها (انگلیسی)
- unnoticed
- unobserved
- inexperienced
متضادها (انگلیسی)
- seen
- experienced
ترکیبهای رایج
- unseen hand