پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

untimely

بی‌هنگام به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌هنگام
  • نابهنگام
  • بی‌موقع

معنی و کاربرد

  1. بی‌هنگام

    adjective — صفت
    English meaning

    Happening at an unsuitable or inconvenient time.

    زمان نامناسب

    • His untimely arrival ruined the plan.

      ورود بی‌هنگام او نقشه را خراب کرد.

    • It was an untimely remark.

      سخنی بی‌هنگام بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • inopportune
  • ill-timed

متضادها (انگلیسی)

  • timely

ترکیب‌های رایج

  • untimely death
  • untimely remark

واژه‌های مرتبط