پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

unusual

غیرمعمول به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • غیرمعمول
  • غیرعادی
  • نامتعارف

معنی و کاربرد

  1. غیرمعمول

    adjective — صفت
    English meaning

    Not commonly occurring or encountered; uncommon and odd.

    خارج از حالت معمول و رایج

    • It is unusual for him to be late.

      دیرکردن برای او غیرمعمول است.

    • She has an unusual talent.

      او استعدادی غیرمعمول دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • uncommon
  • rare
  • odd

متضادها (انگلیسی)

  • common
  • ordinary
  • usual

ترکیب‌های رایج

  • unusual circumstance
  • highly unusual