انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
unveiled
بیحجاب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیحجاب
- بیپوشش
- بدون حجاب
معنی و کاربرد
بیحجاب
adjective — صفتEnglish meaningNot wearing a veil or head covering; not covered.
درباره زنی که پوشش اسلامی ندارد
The unveiled woman walked in.
زن بیحجاب وارد شد.
Some criticized her unveiled appearance.
بعضی از ظاهر بیحجاب او انتقاد کردند.
هممعنیها (انگلیسی)
- uncovered
- bareheaded
متضادها (انگلیسی)
- veiled
ترکیبهای رایج
- unveiled woman
یادداشت کاربرد
بیحجاب به زنی گفته میشود که پوشش اسلامی ندارد.