پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

unwell

بداحوال به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بداحوال
  • بی‌حال
  • ناخوش

معنی و کاربرد

  1. بداحوال

    adjective — صفت
    English meaning

    In poor health; not feeling well.

    وصف کسی که حالش خوب نیست

    • He looked unwell this morning.

      او امروز صبح بداحوال به نظر می‌رسید.

    • She felt unwell after lunch.

      او بعد از ناهار بداحوال شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • sick
  • ill
  • poorly

متضادها (انگلیسی)

  • well

واژه‌های مرتبط