انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
upset
منقلب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- منقلب
- دگرگون
- آشفته
معنی و کاربرد
منقلب
adjective — صفتEnglish meaningDeeply affected or agitated, especially in an emotional way.
دربارهٔ حال روحی و احساسی
She was deeply upset by the news.
او از این خبر به شدت منقلب شد.
The whole town was upset by the tragedy.
تمام شهر از این فاجعه منقلب شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- shaken
- overwhelmed
- distressed
متضادها (انگلیسی)
- calm
- unmoved
ترکیبهای رایج
- deeply upset
- visibly upset
یادداشت کاربرد
منقلب بیشتر بر دگرگونی شدید حال درونی دلالت دارد تا صرف ناراحتی.
واژههای مرتبط
- transform