انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
used
دستخورده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دستخورده
- مستعمل
- کارکرده
معنی و کاربرد
دستخورده
adjective — صفتEnglish meaningHaving been previously used or handled; not new.
توصیف کالای کارکرده
He bought a used car.
او خودرویی دستخورده خرید.
Used books are cheaper.
کتابهای دستخورده ارزانترند.
هممعنیها (انگلیسی)
- secondhand
- pre-owned
متضادها (انگلیسی)
- new
ترکیبهای رایج
- used goods