پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

used

دست‌خورده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • دست‌خورده
  • مستعمل
  • کارکرده

معنی و کاربرد

  1. دست‌خورده

    adjective — صفت
    English meaning

    Having been previously used or handled; not new.

    توصیف کالای کارکرده

    • He bought a used car.

      او خودرویی دست‌خورده خرید.

    • Used books are cheaper.

      کتاب‌های دست‌خورده ارزان‌ترند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • secondhand
  • pre-owned

متضادها (انگلیسی)

  • new

ترکیب‌های رایج

  • used goods

واژه‌های مرتبط