انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
valid
معتبر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- معتبر
- قابلاعتماد
- محکم
معنی و کاربرد
معتبر
adjective — صفتEnglish meaningOfficially or legally acceptable; sound and reasonable.
اعتبار و درستی
Your ticket is valid for one month.
بلیت شما یک ماه معتبر است.
He gave a valid reason for being late.
او دلیل معتبری برای تأخیر آورد.
This is a valid passport.
این گذرنامهٔ معتبری است.
شکلهای واژه
- noun
- validity
هممعنیها (انگلیسی)
- legitimate
- sound
- acceptable
متضادها (انگلیسی)
- invalid
- void
ترکیبهای رایج
- valid ID
- valid reason
- valid for
یادداشت کاربرد
معتبر هم به معنای دارای اعتبار قانونی و هم قابلاعتماد و استوار است.