پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

various

گوناگون به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • گوناگون
  • متنوع
  • متعدد

معنی و کاربرد

  1. گوناگون

    adjective — صفت
    English meaning

    Different from one another; of many kinds.

    در وصف تنوع و تفاوت انواع

    • The museum has various collections.

      موزه مجموعه‌های گوناگونی دارد.

    • She met people from various countries.

      او با افرادی از کشورهای گوناگون آشنا شد.

    • There are various ways to solve this problem.

      راه‌های گوناگونی برای حل این مسئله وجود دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • diverse
  • assorted
  • sundry

متضادها (انگلیسی)

  • uniform
  • identical

ترکیب‌های رایج

  • various reasons
  • various types
  • for various reasons

واژه‌های مرتبط