انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
veiled
حجابدار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- حجابدار
- محجبه
- باحجاب
معنی و کاربرد
حجابدار
adjective — صفتEnglish meaningWearing a hijab or covering; modestly dressed.
در پوشش و حجاب
The veiled women waited outside.
زنان حجابدار بیرون منتظر ماندند.
She appeared veiled in public.
او در انظار عمومی حجابدار ظاهر شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- covered
- modest
- chaste
متضادها (انگلیسی)
- unveiled
واژههای مرتبط
- hijab