انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
versified
منظوم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- منظوم
- بهنظم
- موزون
معنی و کاربرد
منظوم
adjective — صفتEnglish meaningWritten or arranged in verse form.
نوشتهشده به شکل شعر و نظم
The story was versified by a poet.
داستان به دست شاعری منظوم شد.
This is a versified translation.
این ترجمهای منظوم است.
هممعنیها (انگلیسی)
- poetic
- metrical
متضادها (انگلیسی)
- prose
ترکیبهای رایج
- versified version