انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
victorious
ظفرمند به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ظفرمند
- پیروز
- فاتح
معنی و کاربرد
ظفرمند
adjective — صفتEnglish meaningHaving gained a victory; triumphant.
پیروز و کامیاب
The victorious army returned.
ارتش ظفرمند بازگشت.
She felt victorious after the match.
او پس از مسابقه خود را ظفرمند حس کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- triumphant
- winning
متضادها (انگلیسی)
- defeated