پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

virgin

بکر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بکر
  • دست‌نخورده

معنی و کاربرد

  1. بکر

    adjective — صفت
    English meaning

    In a natural, untouched, or pristine state.

    • They explored a virgin forest.

      جنگلی بکر را کاویدند.

    • The land remains pristine.

      آن سرزمین هنوز بکر مانده است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • pristine
  • untouched
  • unspoiled

متضادها (انگلیسی)

  • exploited

ترکیب‌های رایج

  • virgin forest
  • virgin land

یادداشت کاربرد

بکر بیشتر به معنای دست‌نخورده و طبیعی به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط

  • pristine