پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

visible

مرئی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مرئی
  • قابل دیدن
  • پیدا

معنی و کاربرد

  1. مرئی

    adjective — صفت
    English meaning

    Able to be seen.

    دیدنی و آشکار

    • The stars are visible at night.

      ستارگان در شب مرئی‌اند.

    • There was no visible damage.

      هیچ آسیب دیدنی وجود نداشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • apparent
  • noticeable
  • observable

متضادها (انگلیسی)

  • invisible
  • hidden