انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
vomit
قی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- قی
- استفراغ
- بالا آوردن
معنی و کاربرد
قی
noun — اسمEnglish meaningMatter that is brought up from the stomach through the mouth.
مادهٔ برگشته از معده
The sick child had vomit on his shirt.
پیراهن کودک بیمار قی داشت.
She felt the urge to vomit.
او احساس نیاز به قی کرد.
Vomit can be a sign of illness.
قی میتواند نشانهٔ بیماری باشد.
قی کردن
verb — فعلEnglish meaningTo bring up the contents of the stomach through the mouth.
فعل استفراغ کردن
He vomited after the ride.
او بعد از سواری قی کرد.
The baby vomited the milk.
نوزاد شیر را بالا آورد.
هممعنیها (انگلیسی)
- throw up
- emesis
- puke
ترکیبهای رایج
- feel like vomiting
- vomit blood
یادداشت کاربرد
قی هم اسم مادهٔ برگشته از معده و هم فعل استفراغ کردن است.