انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
vulgar
مبتذل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مبتذل
- عامیانه
- بیارزش
معنی و کاربرد
مبتذل
adjective — صفتEnglish meaningLacking good taste; crude, commonplace, or indecent.
بیسلیقه و عامیانه
He told a vulgar joke.
او لطیفهای مبتذل تعریف کرد.
The film was criticized for its vulgar humor.
فیلم به خاطر طنز مبتذلش نقد شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- crude
- common
- tasteless
متضادها (انگلیسی)
- refined
- tasteful
- elegant
ترکیبهای رایج
- vulgar language
- vulgar joke
یادداشت کاربرد
مبتذل در فارسی هم به معنی بیارزش و عادی و هم به معنی سخیف به کار میرود.
واژههای مرتبط
- crude
- tasteless