پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

wandering

سرگردان به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سرگردان
  • آواره
  • بی‌هدف

معنی و کاربرد

  1. سرگردان

    adjective — صفت
    English meaning

    Moving without a fixed course or destination; roaming.

    برای توصیف فرد آواره و بی‌هدف

    • He was a wandering traveler.

      او مسافری سرگردان بود.

    • She wandered through the streets.

      او سرگردان در خیابان‌ها پرسه زد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • roaming
  • drifting
  • nomadic

متضادها (انگلیسی)

  • settled
  • rooted

ترکیب‌های رایج

  • wandering mind
  • wandering traveler

واژه‌های مرتبط

  • roaming
  • drifting