انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
wandering
ویلان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ویلان
- آواره
- سرگردان
معنی و کاربرد
ویلان
adjective — صفتEnglish meaningMoving about without a fixed home or purpose; straying.
بیخانه و سرگردان
A wandering beggar asked for food.
گدای ویلانی غذا خواست.
He led a wandering life for years.
او سالها زندگی آوارهای داشت.
The wandering dog followed us home.
سگ سرگردان تا خانه دنبال ما آمد.
هممعنیها (انگلیسی)
- roaming
- stray
- nomadic
متضادها (انگلیسی)
- settled
ترکیبهای رایج
- wandering life
- wandering traveler
یادداشت کاربرد
ویلان به کسی گفته میشود که خانه و قرار ندارد و آواره است.