پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

watching

نظاره به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نظاره
  • تماشا

معنی و کاربرد

  1. نظاره

    noun — اسم
    English meaning

    The act of looking at or observing something.

    عمل

    • They stood watching the game.

      آنان به نظارهٔ بازی ایستادند.

    • Watching the stars is pleasant.

      نظارهٔ ستارگان خوشایند است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • watching
  • observation
  • viewing

ترکیب‌های رایج

  • watching the game

یادداشت کاربرد

بیشتر در ترکیب «نظاره کردن» به کار می‌رود.