انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
watching
نظاره به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نظاره
- تماشا
معنی و کاربرد
نظاره
noun — اسمEnglish meaningThe act of looking at or observing something.
عمل
They stood watching the game.
آنان به نظارهٔ بازی ایستادند.
Watching the stars is pleasant.
نظارهٔ ستارگان خوشایند است.
هممعنیها (انگلیسی)
- watching
- observation
- viewing
ترکیبهای رایج
- watching the game
یادداشت کاربرد
بیشتر در ترکیب «نظاره کردن» به کار میرود.