انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
waterless
بیآب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیآب
- خشک
- کویری
معنی و کاربرد
بیآب
adjective — صفتEnglish meaningLacking water; dry and arid.
بدون آب و خشک
They crossed a waterless desert.
آنان از بیابانی بیآب گذشتند.
The waterless region was uninhabited.
منطقه بیآب خالی از سکنه بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- arid
- dry
- parched
متضادها (انگلیسی)
- watery
- wet
ترکیبهای رایج
- waterless desert