پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

watery

آبکی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • آبکی
  • رقیق
  • شل

معنی و کاربرد

  1. آبکی

    adjective — صفت
    English meaning

    containing too much water; thin or diluted

    سوپ آبکی

    • The soup was thin and watery.

      سوپ رقیق و آبکی بود.

    • The tea tasted watery.

      چای طعم آبکی داشت.

  2. سطحی

    adjective — صفت
    English meaning

    shallow or insipid in content

    فیلم آبکی

    • It was a shallow, sentimental film.

      فیلمی آبکی و احساساتی بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • diluted
  • thin
  • weak

متضادها (انگلیسی)

  • thick
  • concentrated

ترکیب‌های رایج

  • watery soup
  • watery eyes

واژه‌های مرتبط