پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

watery

پرآب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پرآب
  • آبدار
  • شل

معنی و کاربرد

  1. پرآب

    adjective — صفت
    English meaning

    Containing much water; thin and liquid.

    دارای آب فراوان یا رقیق

    • The soup was watery.

      سوپ پرآب بود.

    • His eyes were watery.

      چشمانش پرآب بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • aqueous
  • liquid
  • diluted

متضادها (انگلیسی)

  • dry
  • thick

ترکیب‌های رایج

  • watery eyes
  • watery soup

واژه‌های مرتبط