انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
watery
پرآب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پرآب
- آبدار
- شل
معنی و کاربرد
پرآب
adjective — صفتEnglish meaningContaining much water; thin and liquid.
دارای آب فراوان یا رقیق
The soup was watery.
سوپ پرآب بود.
His eyes were watery.
چشمانش پرآب بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- aqueous
- liquid
- diluted
متضادها (انگلیسی)
- dry
- thick
ترکیبهای رایج
- watery eyes
- watery soup