انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
wavy
موجدار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- موجدار
- موجی
- چیندار
معنی و کاربرد
موجدار
adjective — صفتEnglish meaningHaving a series of curves or undulations.
دارای برجستگی و فرورفتگیهای پشتسرهم
She has long wavy hair.
او موهایی بلند و موجدار دارد.
The wavy surface reflected the light.
سطح موجدار نور را بازمیتاباند.
هممعنیها (انگلیسی)
- undulating
- curly
متضادها (انگلیسی)
- straight