پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

wealthy

دولتمند به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • دولتمند
  • ثروتمند

معنی و کاربرد

  1. دولتمند

    adjective — صفت
    English meaning

    Having a great deal of money or assets.

    دارای مال و ثروت بسیار

    • He is a wealthy merchant.

      او بازرگانی دولتمند است.

    • The wealthy family donated to charity.

      خانواده دولتمند به خیریه کمک کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • rich
  • affluent

متضادها (انگلیسی)

  • poor
  • destitute

واژه‌های مرتبط