انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
wealthy
دولتمند به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دولتمند
- ثروتمند
معنی و کاربرد
دولتمند
adjective — صفتEnglish meaningHaving a great deal of money or assets.
دارای مال و ثروت بسیار
He is a wealthy merchant.
او بازرگانی دولتمند است.
The wealthy family donated to charity.
خانواده دولتمند به خیریه کمک کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- rich
- affluent
متضادها (انگلیسی)
- poor
- destitute