پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

weapon

سلاح به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سلاح
  • جنگ‌افزار
  • ابزار نبرد

معنی و کاربرد

  1. سلاح

    noun — اسم
    English meaning

    An object or device used to cause harm or to fight, such as a gun, knife, or bomb.

    ابزاری برای جنگیدن یا دفاع

    • The police found a weapon in his car.

      پلیس در ماشین او سلاحی پیدا کرد.

    • They laid down their weapons.

      آن‌ها سلاح‌های خود را زمین گذاشتند.

  2. ابزار

    noun — اسم
    English meaning

    Something used to achieve an aim or to gain an advantage.

    وسیله‌ای برای رسیدن به هدف

    • Education is a powerful weapon against poverty.

      آموزش سلاحی نیرومند در برابر فقر است.

    • Humour can be a weapon in debate.

      شوخ‌طبعی می‌تواند در بحث سلاحی باشد.

شکل‌های واژه

plural
weapons

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • arm
  • armament

ترکیب‌های رایج

  • nuclear weapon
  • carry a weapon
  • weapon of mass destruction

یادداشت کاربرد

سلاح به معنای ابزار جنگ و همچنین به معنای figurative ابزار رسیدن به هدف کاربرد دارد.

واژه‌های مرتبط