انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
weapon
سلاح به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سلاح
- جنگافزار
- ابزار نبرد
معنی و کاربرد
سلاح
noun — اسمEnglish meaningAn object or device used to cause harm or to fight, such as a gun, knife, or bomb.
ابزاری برای جنگیدن یا دفاع
The police found a weapon in his car.
پلیس در ماشین او سلاحی پیدا کرد.
They laid down their weapons.
آنها سلاحهای خود را زمین گذاشتند.
ابزار
noun — اسمEnglish meaningSomething used to achieve an aim or to gain an advantage.
وسیلهای برای رسیدن به هدف
Education is a powerful weapon against poverty.
آموزش سلاحی نیرومند در برابر فقر است.
Humour can be a weapon in debate.
شوخطبعی میتواند در بحث سلاحی باشد.
شکلهای واژه
- plural
- weapons
هممعنیها (انگلیسی)
- arm
- armament
ترکیبهای رایج
- nuclear weapon
- carry a weapon
- weapon of mass destruction
یادداشت کاربرد
سلاح به معنای ابزار جنگ و همچنین به معنای figurative ابزار رسیدن به هدف کاربرد دارد.