پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

weariness

فرسودگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فرسودگی
  • خستگی
  • فرسایش

معنی و کاربرد

  1. فرسودگی

    noun — اسم
    English meaning

    Extreme tiredness; the state of being worn out or eroded.

    خستگی شدید و فرسوده شدن

    • Weariness showed on his face.

      فرسودگی در چهره‌اش نمایان بود.

    • The weariness of the old machine was obvious.

      فرسودگی ماشین قدیمی آشکار بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • fatigue
  • exhaustion
  • attrition

متضادها (انگلیسی)

  • freshness
  • vigor

واژه‌های مرتبط