انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
well-known
سرشناس به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سرشناس
- شناختهشده
- نامآور
معنی و کاربرد
سرشناس
adjective — صفتEnglish meaningKnown widely by many people; famous or renowned.
کسی یا چیزی که میان مردم شناختهشده و نامدار است
She is a well-known doctor in this city.
او پزشکی سرشناس در این شهر است.
The restaurant is well-known for its fresh food.
آن رستوران به خاطر غذای تازهاش سرشناس است.
He became well-known after the film.
او پس از آن فیلم سرشناس شد.
شکلهای واژه
- comparative
- better-known
- superlative
- best-known
هممعنیها (انگلیسی)
- famous
- renowned
- celebrated
متضادها (انگلیسی)
- unknown
- obscure
ترکیبهای رایج
- well-known figure
- well-known for
یادداشت کاربرد
سرشناس بیشتر دربارهٔ افراد و مکانهای نامدار به کار میرود.