انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
well-off
متمکن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- متمکن
- ثروتمند
- توانگر
معنی و کاربرد
متمکن
adjective — صفتEnglish meaningHaving enough money to live comfortably; wealthy.
شخص دارای مال و ثروت
He is a well-off businessman.
او بازرگانی متمکن است.
They live in a well-off neighborhood.
آنها در محله ای متمکن زندگی می کنند.
A well-off family can afford better schooling.
خانواده متمکن می تواند آموزش بهتری بپردازد.
هممعنیها (انگلیسی)
- wealthy
- affluent
- prosperous
متضادها (انگلیسی)
- poor
- needy
ترکیبهای رایج
- well-off family
- well-off neighborhood