انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
west
غرب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- غرب
- مغرب
معنی و کاربرد
غرب
noun — اسمEnglish meaningThe direction toward the point of sunset; the western part of the world.
جهت مغرب
The sun sets in the west.
خورشید در غرب غروب میکند.
He traveled to the West.
او به غرب سفر کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- westward
- occident
متضادها (انگلیسی)
- east
ترکیبهای رایج
- the West
- west wind
یادداشت کاربرد
غرب هم جهت جغرافیایی و هم به معنای جهان غرب است.