انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
whisper
زمزمه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- زمزمه
- پچپچ
معنی و کاربرد
زمزمه
noun — اسمEnglish meaningA soft, quiet way of speaking.
صدا
She spoke in a whisper.
او با زمزمه سخن گفت.
A whisper ran through the crowd.
زمزمهای در جمع پیچید.
هممعنیها (انگلیسی)
- murmur
متضادها (انگلیسی)
- shout
ترکیبهای رایج
- in a whisper