پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

white

سفید به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سفید
  • سپید

معنی و کاربرد

  1. سفید

    adjective — صفت
    English meaning

    The color of milk or fresh snow; reflecting all light.

    رنگ شیر یا برف

    • She wore a white dress.

      او لباس سفیدی پوشید.

    • The walls were painted white.

      دیوارها سفید رنگ شده بودند.

شکل‌های واژه

comparative
whiter
superlative
whitest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • pale
  • snowy

متضادها (انگلیسی)

  • black
  • dark