پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

wide

پهن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پهن
  • عریض
  • فراخ

معنی و کاربرد

  1. پهن

    adjective — صفت
    English meaning

    Measuring a large distance from side to side.

    دارای عرض زیاد

    • The river is very wide here.

      رودخانه اینجا بسیار پهن است.

    • He has broad, wide shoulders.

      او شانه‌هایی پهن دارد.

  2. گسترده

    adjective — صفت
    English meaning

    Covering a large area or range; extensive.

    دارای دامنهٔ وسیع

    • The shop offers a wide range of goods.

      این فروشگاه تنوع گسترده‌ای از کالاها دارد.

    • There is a wide difference between the two.

      تفاوت گسترده‌ای میان آن دو وجود دارد.

شکل‌های واژه

comparative
wider
superlative
widest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • broad
  • spacious
  • extensive

متضادها (انگلیسی)

  • narrow
  • thin

ترکیب‌های رایج

  • wide range
  • wide open
  • wide variety

واژه‌های مرتبط