انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
willful
خودسر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خودسر
- لجوج
- سرسخت
معنی و کاربرد
خودسر
adjective — صفتEnglish meaningDetermined to have one's own way; stubbornly self-willed.
کسی که به خواستهٔ خودش عمل میکند و حرفگوشکن نیست
He is a willful child who ignores advice.
او کودکی خودسر است که نصیحت را نادیده میگیرد.
Her willful refusal caused many problems.
امتناع خودسرانهٔ او مشکلات زیادی ایجاد کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- headstrong
- stubborn
- obstinate
متضادها (انگلیسی)
- obedient
- submissive
ترکیبهای رایج
- willful child
- willful disobedience
یادداشت کاربرد
املای بریتانیایی این واژه wilful است.