پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

winding

پیچاپیچ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پیچاپیچ
  • پرپیچ‌وخم

معنی و کاربرد

  1. پیچاپیچ

    adjective — صفت
    English meaning

    Following a twisting, spiral course; convoluted.

    پرپیچ‌وخم و مارپیچ

    • We drove along a winding mountain road.

      ما در جاده‌ای پیچاپیچ کوهستانی رانندگی کردیم.

    • The river takes a winding path to the sea.

      رود مسیری پیچاپیچ تا دریا می‌پیماید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • tortuous
  • twisting
  • meandering

متضادها (انگلیسی)

  • straight
  • direct

واژه‌های مرتبط