انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
wintry
زمستانه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- زمستانه
- زمستانی
معنی و کاربرد
زمستانه
adjective — صفتEnglish meaningCharacteristic of winter; wintry.
مربوط به زمستان
A wintry wind blew.
باد زمستانه میوزید.
They wore wintry clothes.
آنها لباسهای زمستانه پوشیدند.
هممعنیها (انگلیسی)
- wintry
- wintery
متضادها (انگلیسی)
- summery
ترکیبهای رایج
- wintry weather