انگلیسیبه فارسیverb — فعل
wipe
زدودن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- زدودن
- پاک کردن
- محو کردن
معنی و کاربرد
زدودن
verb — فعلEnglish meaningTo clean or remove something by rubbing a surface.
پاک کردن یا برطرف کردن چیزی با مالیدن
She wiped the dust from the table.
او گرد را از میز زدود.
He wiped away his tears.
او اشکهایش را پاک کرد.
شکلهای واژه
- past tense
- wiped
- present participle
- wiping
هممعنیها (انگلیسی)
- erase
- clean
- remove
متضادها (انگلیسی)
- dirty
- soil
ترکیبهای رایج
- wipe away
- wipe off
- wipe out
یادداشت کاربرد
زدودن بیشتر در نوشتار رسمی به کار میرود.
واژههای مرتبط
- erase
- clean