پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

wire

سیم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سیم
  • مفتول
  • رشتهٔ فلزی

معنی و کاربرد

  1. سیم

    noun — اسم
    English meaning

    A thin, flexible thread or rod of metal, used to carry electricity or fasten things.

    در اشاره به سیم و مفتول

    • He connected the wire to the battery.

      او سیم را به باتری وصل کرد.

    • The wires are hidden behind the wall.

      سیم‌ها پشت دیوار پنهان شده‌اند.

    • A copper wire carries the current.

      سیم مسی جریان را منتقل می‌کند.

  2. سیم

    noun — اسم
    English meaning

    Silver, especially as a metal or color in literary usage.

    در معنای ادبی نقره

    • Her hair shone like silver.

      موهایش همچون سیم می‌درخشید.

    • The swords gleamed like silver.

      شمشیرها چون سیم می‌درخشیدند.

شکل‌های واژه

plural
wires

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • cable
  • line
  • filament

ترکیب‌های رایج

  • electrical wire
  • barbed wire
  • wire cutters

یادداشت کاربرد

سیم در ادبیات فارسی کنایه از نقره و سپیدی نیز هست.

واژه‌های مرتبط